نویسنده :
سهیلا - ساعت ۱٠:۱۱ ق.ظ روز جمعه ٢ دی ۱۳٩٠
همچو گنجشکی لب بام نشستم تا بیایی
با سکوتم هیبت غم را شکستم تا بیایی
یوسف م افتاده ای در چاه بیرحم جدایی
همچو یعقوب زعطر ت مست مستم تا بیایی
طاقت دوری کجا تا لحظه ها را می شمارم
شعله ای در حسرت پروانه هستم تا بیایی
از سروده های خانم وکیلی تقدیم به صاحب قلبها
جهان در انتظار توست
نویسنده :
سهیلا - ساعت ۱۱:۱٥ ق.ظ روز جمعه ٤ آذر ۱۳٩٠
فرا رسیدن ماه محرم ، ماه پیروزی خون بر شمشیر را بر عاشقان آن حضرت تسلیت عرض می کنیم
السلام ای وادی کرببلا
السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن
السلام ای کشته های بی کفن

نویسنده :
سهیلا - ساعت ۸:٠۱ ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٠






دارم دِلَکی که بنده ی کوی علی است
روی دل او همیشه بر سوی علی است
هر چند هزار رو سیاهی دارد
می نازد از اینکه منقبت گوی علی است
من شیفته ی علی شدم شیدا نیز
پنهان همه جا گفته ام و پیدا نیز
این پایه مرا بس است و بالاترازین
امروز طلب نمی کنم فردا نیز




من کنت مولاه فهذا علی مولاه
نویسنده :
سهیلا - ساعت ٩:٤٥ ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٠
نویسنده :
سهیلا - ساعت ٩:٢۸ ب.ظ روز جمعه ۱۳ آبان ۱۳٩٠

سالروز شهادت حضرت مسلم بن عقیل
پیشاهنگ نهضت کربلا و سفیر امام حسین (ع) به سوى مردم کوفه
وصال مسلم به ملکوت
او که در عرفه شهید شد تا دعاى عرفه مولى الکونین را تفسیر کند
و حماسه مسلم بودن و تسلیم نشدن را بیافریند.
به یاد روح بزرگ انسانهاى خود ساخته و پاکی که ایثارشان در راه خدا الهام بخش تعهد و فداکارى است.
عظمت انسانى چهره هاى پرفروغ تاریخ خونبار ما چون مسلم بن عقیل و هانی بن عروه، اسوه همه
کسانى است که در زندگى به هدف هایى والاتر از دنیا اعتقاد دارند و ارزشهاى متعالى را مى جویند.
انسانهاى نمونه از نظر ایمان، اخلاق، شهامت، جوانمردى و استقامت، همیشه زینت تاریخ بوده و هستند
نویسنده :
سهیلا - ساعت ۱٢:٢٤ ب.ظ روز جمعه ٦ آبان ۱۳٩٠

از مدینه آمدم سوى پدر
تا ببینم لحظه اى روى پدر
دیدم آنجا با تمام غربتش
جان دهد تنها به شام محنتش
بر خودش مى پیچد آن باب حزین
خاک غم بر سر کند مولاى من
چون به یاد کربلا افتاده است
در خزان بى کسى جان داده است
روى خاک حجره جانش پر کشید
جام عشق از دست ساقى سرکشید
بعد از او من ماندم و داغ دلم
لاله ها دارم در این باغ دلم
وارث اجداد بى یاور منم
وارث داغ على اکبر منم
در جوانى جان من گردد فدا
از عطش مى سوزم اى ساقى بیا
همسرم آتش زده بر جان من
شعله ور سازد دل سوزان من
ظرف آبى را چو ریزد پیش رو
مى نمایم یاد آن تشنه گلو
یادى از جد غریبم مى کنم
اقتدا بر آن حبیبم مى کنم
کربلا شمعى و من پروانه ام
چون سه روزى روى بام خانه ام
از غم آن لاله هاى بى کفن
تابد این خورشید سوزان روى من
مىزند آتش دل غمناک من
خنده هاى همسر ناپاک من
یادم آید از حسین و محنتش
خنده هاى لشکرى بر غربتش
مى خورد بر هم لب خشکیده ام
جان فداى مادر غم دیده ام
تا که یاد مام نیکو مى کنم
یاد آن بشکسته پهلو مى کنم
من امام جود و تقوایم ولى
جان من سوزد ز غمهاى على
غربت حیدر دلم را خون کند
داغ مادر جان من محزون کند
من عزادار غمى دیرینه ام
دل غمین خون دلها خورده ام
چون مرا از کوچه اش افتد گذر
مى شوم از یاد مادر خون جگر
دختر طه کجا سیفى کجا
کوثر و رخساره ى نیلى کجا
گفته جدم مصطفى بوى بهشت
مى رسد از آن گل نیکو سرشت
اى خدا بوى بهشت و بوى خاک
شد عجین با بوى خون یاس پاک
نویسنده :
سهیلا - ساعت ۱٢:۱٩ ب.ظ روز جمعه ٦ آبان ۱۳٩٠

عمر مبارک امام رضا (ع) به چهل و هفت سال رسیده بود و عقربه تاریخ, سال 195 هجری را نشانه می رفت ولی هنوز امام نهم متولد نشده بود .
مسئله جانشینی امام رضا (ع) اصحاب و شیعیان حضرت (ع) را متاثر کرده بود
نویسنده :
سهیلا - ساعت ٩:۱٧ ب.ظ روز پنجشنبه ٥ آبان ۱۳٩٠

| |
دل افسرده ام با غم قرین است |
کـه در فـکر جــواد العـــارفیــن است |
| |
چرا غمگین در این عالم نباشم |
پریشان قلب ختم المرسلین است |
| |
شد از زهر جفا و کینه مسموم |
جهان از ماتمش با غم قــرین است |
| |
به هنگام شباب، از کید دشمن |
خـزان، گلـزار سلطـــان مبیـن است |
| |
میــان حجـــره در بســــته بـر او |
زاهـش، لـرزه بر عـرش بــرین است |
| |
غبــار غم نشسته بــر رخ مـــاه |
گـه قتـــل شـــه دنیــا و دیـــن است |
| |
لبش عطشان و جانش بر لبش بود |
چنـــان جـدش که دریـا افـرین است |
| |
هنـوزم در تمــام کـــون، قطـــره |
بپـا شـــور عــزا در شهـر دیـن است |