افتاب مشرق

یوسف گمگشته من بین دل بشکسته من
نویسنده : ارامش - ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٧
 

رویای نیمه شبم.......ذکر لبم.........چرا نمی آیی

هجر تو می کُشدم می کَشدم به سوی تنهایی

ای تمنای دل من لطف خود کن شامل من

پا بنه بر دیده من مهدی رنجیده من

همیشه فریادم بمان تو در یادم

ز دست من رفتی بگو کجا هستی

ای شامم را تو سحراز چه دگرعنان من غم شد

کی آید از تو خبر ای به سفر که صبر من کم شد

یوسف گمگشته من بین دل بشکسته من

من فدای گیسوی تو وان کمان ابروی تو

همیشه تنهایی تو مثل زهرایی

امید دلهایی غریب صحرایی


 
comment نظرات ()