افتاب مشرق

مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم
نویسنده : ارامش - ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧
 
 
 
 

 

الهی!

  

نور تو چراغ مـــعرفت بیـــفروخت،دل من افزونی است.

 

گواهی تو،ترجمانیِ من بکردند،ندای من افزونی است.

 

قُرب تو،چراغ وجد بیفروخت،هــــمت من افزونی است.

 

بودِ تــــو کار من راســـــت کرد،بودِ من افـــزونی است.

  

الهی!

  

ای سزای کرم و نوازنده عالم!

 

نه با وصل تو اندوه است،نه با یاد تو غم.

 

خصمی و شفیعی و گواهی و حَکَم.

 

هرگز بین ما،نفسی با مهر تو به هم.

 

آزاد شده از بند وجود و عدم.

 

در مجلس انس قدح شادی بر دست نهاده،دمادم.

  

ملکا!

  

تو آنی که خود گفتی و چنانکه گفتی آنی!

  

الهی!

  

زندگانی همه با یاد تو،وشادی همه با یافت تو.

 

و جان آن است که در او شناخت تو!

 

 

 


 
comment نظرات ()