افتاب مشرق

قطعه گم شده از پر پرواز کم است
نویسنده : ارامش - ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ اسفند ۱۳۸٧
 

 

 

 

 

عجل علی ظهورک

عجل علی ظهورک

 اگر دعای من امشب به آسمان برسد

 

 گمان کنم که خدا هم به دادمان برسد

 

 رمق نمانده به جسمم, خدای من مددی!

 

مگر ز تو به تن مرده‌ام توان برسد

 

 غمم ز دوری یار است، یار گمشده‌ام

 

چه می‌شود خبر از یار بی نشان برسد؟

 

 چه می‌شود که بیاید سوار مشرقی‌ام

 

و بر پیاده ی خسته، توان و جان برسد؟

 

 پر از لطافت گل می‌شود نسیم چمن

 

اگر به فصل خزان یار مهربان برسد

 

 گلاب و عطر بپاشید در مسیر ظهور

گمان کنم که هر آن لحظه میهمان برسد! 

 

 همیشه منتظرم درکنار جاده عشق

 

که پیک خوش خبر از سمت جمکران برسد

 

 تمام ذهن مرا پر نموده این پرسش

 چه می‌کنیم اگر وقت امتحان برسد؟  

خدا کند که در این روز, روسپید شویم

 

 چو کارنامه به آن مصلح جهان برسد

 

 یقین بدان که اثر می‌کند دعای فرج

و از عنایت آن صاحب‌الزمان برسد

 

 شروع دفتر باور به نام او زیباست

اگر که ختم غزل هم به پای آن برسد

 

 

 


 


 
comment نظرات ()