افتاب مشرق

گفتم که چشم شیعه گریان بود به راهت
نویسنده : ارامش - ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳۸٧
 

 

 

گفتم که از فراقت عمریست بی قرارم

گفت از فراق یاران من نیز بی قرارم

گفتم به جز شما من فریادرس ندارم

گفتا به غیر شیعه من نیز کس ندارم

گفتم که یاورانت مظلوم هر دیارند

گفتا مرا ببینند مظلوم روزگارم

گفتم که شیعیانت در رنج و در عذابند

گفتا به حال ایشان هر لحظه اشکبارم

گفتم که شیعیانت جمعند به یاری تو

گفتا که من شب و روز در انتظار یارم

گفتم که چشم شیعه گریان بود به راهت

گفتا که من همیشه بر دیده اشک دارم

گفتم که دشمن تو در فکر محو شیعه ست

گفتا به حال شیعه هر لحظه پاسدارم

گفتم به شیعیانت آیا پیام داری؟

گفتا که گفته ام من هر دم در انتظارم

گفتم که ای امامم از ما چرا نهانی؟

گفتا به چشم محرم همواره آشکارم

  

 


 
comment نظرات ()