افتاب مشرق

الهی آمدم با دو دست تهی ـ
نویسنده : ارامش - ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٧
 

الهی هر چند که ما گنهکاریم تو غفاری

 هر چند که ما زشتکاریم تو ستاری

  

 

الهی وقت را بدرد می نازم و زیادتی را می سازم

به امید آنکه چون درین درد بگدازم درد

 

و راحت هر دو بر اندازم

  

الهی نـــام تو مــا را جواز

و مهــــــر تو ما را جهــاز

  

الهی شنــاخت تو ما را امان

و لطف تو مـــا را عیـــان

 

 

  

 

الهی آمدم با دو دست تهی ـ

 بسوختم بر امید روز بهی

ـ چه بود اگر از فضل خود

 براین خسته دلم مرهم نهی؟

 

  


 
comment نظرات ()