چرا خدا برای جهنم هفت در و برای بهشت هشت در افریده است (شعورهای هفتگان)

ارض اول(ارض موت یاغفلت) 

در جهنم هر چه شعور افراد نسبت به کار های زشتشان بیشتر میشود در طبقه های پایین تر قرار میگیرند که اوج عذاب در طبقه هفتم است و هر چه به طبقات بالاتر نیگاه میکنیم مطابق روایت عذاب ها خفیف تر می شود و به طوری که جهنم طبقه ششم برای جهنم طبقه هفتم بهشت محسوب میشود

همانطور که میدانید انسان ها از نظر اندازه شعور و همچنین سرعت رشد شعور کاملا با هم متنفاوت هستند

در بعضی سرعت رشد شعور به قدری کند است که مشاهده میشود فرد در نهایت رشد و کمالی که برایش تعریف میشود تفاوت چندانی با شعوری که با ان متولد شده ندارد.همانطور که مشاهده میشود شعور بز تفاوت چندانی با شعور بزغاله ندارد

این زمین از دیدگاه روایت ارض موت یا غفلت نامیده  شده زیرا مردم ساکن در این زمین به نور ایمان زنده نشده اند و از حق و حقیقت بویی نبرده اند

صرفا این طو ر ی نیست که این افراد مردمان کم هوشی باشند و چه بسا از ثروتمندان زمان خود هستند ولی به هیچ عنوان کاری به این که حق چیست و باطل چیست ندارند و حق در نظر انها سیر بودنشان و باطل گرسنگی انها است

تمام هم و غم انها این است که چه طورمال بیشتر فراهم کنند و زمانی که به ان اموال دست یافتند قناعت نکرده و در صدد ان بر می ایند تا اموال بیشتر از نیاز فراهم کنند و چون شکمشان سیر شد به واسطه حرصی که دارند به  هزار چاره و دوا به دنبال تخلیه شکم برای پر کردن مجدد ان بر میایند.و تمام عمر این افراد به این منوال میگذرد

و اهل حق و باطل در منظر انها یکسان اند و کسی که به انها منفعت مالی برساندو شکمشان را پر کند اهل حق و کسی که انها را از شکمشان و لذت های دنیایی باز دارد را اهل باطل میدانند و تمام حب و بغض ان ها همین مبنا را دارد و پدر و مادرشان را صرفا به این جهت که ان ها را غذا دادند و تنشان را پروارندن دوست دارند و این افراد عطوفت و مهربانی به هیچ کس حتی فرزندان ندارند زیرا ان ها را از بین برنده اموال خود میدانند

درست است که به وسطه کم بودن شعورشان و کم بودن وسع(لا یکلف الله نفسها الا وسعها)به مطالب حق نرسیدن ولی به این جهت عقاب میشوند و به جهنم  طبقه اول برده میشوند که عامل این کم بودن وسع، خودشان هستند

یعنی مجازات میشوند که چرا توجهی به عالم اطرافشان نداشتند و اهل حق را تنها گذاشتند و چه بسا گاهی اهل حق را مبغوض میداشتند.برای اینکه انها در مقابل لذت های حرامشان ایستادگی میکردندو اهل زمین اول این بغض را تا هنگام مرگ در دل داشتندکه قران کریم به ان ها می فرماید:موتوا بغیضکم..(با این کینه هاتون بمیرید)و احوال ان افراد تا هنگام مرگ به همین وضعیت است مگر ان که قدری شعور ان ها بالاتر رود و به زمین دوم جهنم سقوط کنند

ارض دوم  ارض عادت

در زمین طبقه دوم اهل جهنم که اهل عادت نامیده میشوندکه قدری شعورشان از شعور طبقه اول بالاتر است و زمانی که به دنیا میایند خود را در میان بقیه اطرافیان و اعتقادات انها میبینند و همین شعور انها باعث میشود تا مطابق دین اطرافیان عمل کنند.اگر در میان بت پرستان باشند، بت پرست میشوند و اگر در میان یهودیان باشند یهودی بوده و از خودشان ر ای و نظری ندارندو کاری که اطرافیان انها انجام دهند برای انها حق جلوه میکند.

و کاملا متعصبانه برخورد میکنند و خودشان دلیلی برای راهی که انتخاب کردند ندارند و این گروه اکثر اهل زمین را تشکیل میدهند.اینطور نیست که این فاراد فقط در دین های دیگر شد کرده باند .همانطور که شاهد هستیم در میان مسلمانان و شیعیات نیز افرادی هستند که درای این سطح شعورند و به صرف این که پدر و مادر  انها مسلمان بودند انها هم مسلمان میشوند.حال بحث اینکه حساب کتاب قیامت این مسلمانان چوگونه است بحثی جدا و طولانی است . ولی بدانید که حساب مسلمانان با کافران بسیار متفاوت است و انها در بهشت یا اسمان طبقه دوم قرار می گیرند

تعصب اهل طبقه دوم جهنم طوری است که اگر به مبانی اشتباه انها ایرادی بگیریم سریعا از شدت غضب سرخ میشوند و میخواهند خونمان را بریزند ولی توانایی این را ندارندتا برایمان استدلالی اقامه کنند.

و در روز قیامت نیز به خاطر این لجاجت خود بر سر حرف های باطلشان باز خواست میشوند و این ها هستند که به ان ها قران فرموده(لکم دینکم ولی دین)و ان به این خاطر است  که حتی حاضر نمیشوند تا سخنان پیامبر را گوش کنند.

به عنوان نتیجه گیری عرض میشود نحوه برخورد با این طبقه از مردم صحبت با خوش اخلاقی زیاد است و در ذیل این خوش اخلاقی پرشسگری نسبت به اعتقاداتشان. ایشان را به هیچ عنوان نباید عصبانی کنیم زیرا تنها راه بیان مطلب حق که در این افراد نفوذ کند را با لج بازی میبندد

افرادی که دز طبقه سوم اهل جهنم اند افراد دقیقی هستن و هوش بالایی دارند و دیگر به صرف اینکه اطرافیانشان به چه چیزی اعتقاد دارند، معتقد به ان نمیشوند.

ارض سوم( ارض شبهه)

اهل طبقه سوم دیگران را می بینند ک هر کس میگوید طریقه من حق است و دیگران باطلند و میگویند همه ما و شما را خدایی خلق کرده و شما و اموالتان همه ملک خدا هستید و شما از دستورات خدا خبر ندارید .ولی ما خبر داریم و خداست که به اموال شما اولی است از شما و چون ما از امر او خبر داریم پس اموالتان را به ما واگذر نمایید.

بعضی از این افراد با دیگر فرقه ها مجادله میکنند و با هم دشمنی دارند و نمیشود که همه درست گفته باشند و حق با همه باشد .

اگر اینطور باشه همه دروغگو هستن زیرا همه همو تگذیب میکنند و خود را نیز در طایفه خود میابند که طایفه خودشان هم از همین کلمات استفاده می کنن. بنابر این دیگر اعتمادی به هیچ طایفه و فرقه ای نمیکنن و چون راه رسیدن به ارض سومُ اراضی اول و دوم است و کماکان میل به قدرت دارن،این گفته دیگران که ما از امر خدا خبر داریم و خدایی وجود دارد را صرفا قدرت طلبی این افراد میدانند و ادعای این ها را از روی سیاست میدانند تا عوام مردم را دور خود جمع کنن و به مال و منالی برسند و پشت این ادعا ها خبری نیست و چون بر این گمان خود قدری قوی میشوند در میان صاحبان ادیان میابند که گاهی برای این ادعا هایشان دچار تناقض های گفتاری شدند و مثلا در ابتداکه نیروی نداشند میگویند(لا اکراه فی الدین) یعنی هر کس که دوست دارد با ما باشد و ما اکراهی نمی خواهیم و کاملا مختارید ولی چون به قدرتی دست یافتند موضعشن را عوض میکنن و میگویند(اقتل المشرکین حیث وجدتمواهم)=بکشید مشرکان ر ا هر کجا که پیدایشون کردیدو یا میبینند که صاحبان ادیان وعده های میدهند که اگر ما را اطاعات کنید خداوند بعد از مرگتان به شما خیر میدهدو اگر اطاعات نکنید بعد از مرگتان شما را عذاب سخت میدهد.و چون دیدگاهشان این است که صاحبان ادیان انسانهای نابغه اند و برای رسیدن به مال و منال وعده های سر خرمن میدهند، دیگر به هیچ گروهی روی نخواهند اورد.

و اگر واقعا اهل حق را ببینند بنا را بر این میگذارند که این ها نیز در پی به دست اوردن اموالی هستند و با دید یک مکار به انها نگاه میکنن.

و چون در دنیا اهل باطل را می یابند که ادعایشان شبیه اهل حق است و به طور یقین میابند که این ها دنبال اموال و جاه طلبیی اند پس به مبانی اهل حق نیز شبهه وارد میکنند  که شما که می گویید خدایتان قادر مطلق است و غنی حمید است پس چرا گفته به من قرض دهید(من ذالذی یقرض الله قرضا حسنا)پس اگر صاحب دین دنبال پول و طلا نبوده پس به دنبال چی بوده؟ اگر خدا غنی حمیدی است پس به پیامبر  خود، خودش قرض دهد تا او به دنبال فقرا(انتم الفقرا الی الله) برای جمع اعانه نباشد.
و یا اگر خدا قادر مطلق است پس چرا راضی میشود دوستانش  مریض شوند و یا دشمنانی داشته باشند که ان ها را تهدید کند.

 پس اگر قادر است خودش شر انها را دفع کندهمینطوری ذره ذره به تمامی مبانی اهل حق نیز اشکال وارد میکنند و پیامبران حقیقی را به دید انسان هایی جاه طلب میبییند.
و دیگر به هیج  استدلالی گوش نمیدهند زیرا میبینن که اکثر زمین را اهل باطل پر کردند استدلالهای همراه با مغلطه به ان ها ارائه  کردند.
و در روز قیامت با پستی وارد جهنم میشوند مگر انکه باز شعورشان قدری بیشتر و به مراحل سقوط خود ادامه دهند و به طبقه چهارم وارد شوند

ارض چهارم(ارض هوی و شهوت)

افراد عرض سوم بعد یه مدت می بینند که داره سر شون کلاه میره و به بهانه حفظ کردن افراد دور بر خودشون  مجبور بودن که یه سری خواسته هاشنو زیر پا بذارن مجدد وضعیت خودشون را بررسی میکنند و به این نتیجه میرسند که زندگیشون  رو مطابق خواسته های خودشون جلو ببرند و  به حرف کسی گوش ندن و به قول خودشون : دنیا را عشق استهمین که به این نتیجه رسیدن در واقع وارد عالم پست  تری شدن که ارض هوی یا ارض شهوت نامیده میشودافراد این زمین توضیح بیشتری ندارن و فقط با یک نتیجه گیری احمقانه دچار عذاب میشوند

ارض پنجم(ارض غضب)

یه سری از  افراد که در عرض چهارم بودن با اهل حق مواجه میشوند و میبینند که اهل حق به خاطر خیر خواهی جلو اونا رو از نفس پرستی میگیرند(نهی از منکر میکنن) و این افراد به جای گوش کردن به حرف اونا ، از اونا بدشون میاد و در غضب نسبت به مومنین به سر میبرنددر واقع این احساس جدید در افراد ارض چهارم که همون ناراحتی از اهل حق است  اونا رو به زمین پنجم نزول میده اسم این زمین جهنم ارض غضبه

ارض ششم(ارض الحاد)

افراد این زمیین اینقدر شعورشون قوی میشه و استعداد هاشون قوی تر میشه که کاری میکنند که با سیاست تمام به همه خواسته هاشون برسند و کسی هم سر راهشون سنگی نندازه و حتی باعث جذب مومنین میشن.به این صورت که اهل حق را شناسایی کرده ولی صحبت های اونا رو جوری تحریف میکنند که حتی خود مومنین هم متوجه نمیشوند.

و میرن در لباس عالم دین و حتی طلبه دین میشن و حتی مجتهد و فقیه ولی در اخر عمر بقیه میفهمند که این فرد عجب خبیثی بود.مثل افرادی که امام حسین ع رو شهید کردن  .مثل شریح قاضی که همه قبولش داشتن و فتوا قتل امام حسین ع را داد.

ارض هفتم(اسفل السافلین)

این افراد به قدری خبیث میشن که حد و اندازه نداره.برای جمع کردن افراد به دورخودشون ریاضت میکشند و به قدرت های شیطانی میرسند.

مثل صوفیه ملعون که درخانقا ه ها کارهای خارق العاده ای انجام میدادن که اگر کسی ملاکی برای حق و باطل نداشته باشه جذب اونا میشه حتی خودشون قایل اند که طی الارض از کمترین کارهایی است که یه نفر میتونه با ریاضت های حرام بهش  دست پیدا کنه.

حالا متوجه شدیم که یه نفر که در ارض سوم هست اهل حق را با کیا مقایسه میکنه.میبینه  افراد ارض ششمی و ارض هفتم برای به دست اوردن دنیا، دین را بهانه میکنند و بعد با خودش میگه لابد اهل حق هم همین اند دیگه پس ما باید برای حق و باطل ملاک های درست رو پیدا کنیم

پیامبر ص فرمود امت من بعد من هفتاد و سه فرقه میشن که فقط یه فرقه به بهشت راه دارن و بقیه بدون استثنا جهنمی اند.اینطور نیست که اون هفتاد  و دو فرقه فکر کنند که:ما از اون گمراهانیم بلکه همشون فکر مییکنند که اتفاقا بین این همه فرقه فقط ماییم که اهل حقیم و اینطور نیست که حرفی برا گفتن نداشته باشن اتفاقا حرفای های بسیار دقیقی میزنند و شبهات سنگینی به اهل حق وارد میکنند

وان جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا:

اگر در راه خدا تلاش کنید قطعا خدا ما را به راه هایش هدایت میکند

 

/ 11 نظر / 147 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین

ادری bia2verkola.persianblog.ir/ta

حسین

مطلب جدید بنویس هی سر میزنم میبینم مطلب جدید نذاشتی

حسین

مطلب جدید بذار هر وقت اومدم مطلب قدیمی بود

حسین

دیگه تعطیل کردی

حسین

دیگه نیستی

حسین

دیگه نیستی

حسین

تعطیل کردی

moein

از وبلاگت لذت بردم یه سری به ما هم بزن http://elahenazmoein.persianblog.ir/1391/7/29/

کیمیا

خیلی قشنگ و زیبا بود

کیمیا

خیلی قشنگ و زیبا بود