مرا برای مُحَرم دوباره مُحرِم کن

هزار شکر که از خون دل وضویی هست
لباس مشکی ما هست، آبرویی هست

بیا حسین بگو تا که ما به سر بزنیم
میان شاه و گدا، راه گفت و گویی هست

همیشه سنگ غمش را به سینه ام زده ام
خوشم برای شکستن مرا سبویی هست

دوباره چشم شما زخم میشود، دیر است
مرا ببین که به چشمت هنوز سوئی هست

مرا برای مُحَرم دوباره مُحرِم کن
مُنای کربُ بلا هست و آرزویی هست

مرا بِکُش به همان روضه های ناگفته
همیشه پیش شما، روضه ی مگویی هست

گمان کنم، نرسم به شام عاشورا
فقط برای همین چند شب، گلویی هست

/ 0 نظر / 16 بازدید